تبليغاتX
عشق
عشق
*~*~~*~*

 

دل من خيلي گرفته

تا قيامت وا نمي شه

مي دونم تنهاتر از من رو زمين پيدا نمي شه

دل من گرفته از اومدن تو

ديدن دوباره و دلبستن تو

دوباره اومدنت مثل يه درده

گريه ابر به كوير خشك و زرد

وقتي محتاج تو بودم تو كجا گمشده بودي

حالا برگشتي كه از من مونده خاكستر و دودي

خون گرم شعله بودي

ولي افسوس توي قلب سرد خاكستر چكيدي

مرحم زخمهاي كهنم تو بودي تو

من ديگه تموم شدم تو دير رسيدي



| *| نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 6:17 توسط عاشق |
*~*~دیشب ماه کامل بود...~*~*

دیشب ماه کامل بود

من خواب بودم

دخترک تنها آمد

شاهزاده هم بود

دخترک

آروم حرف زد و رفت

دورد خدا بر تو

از اینکه اومدی ممنونم

من صاحب اینجا نیستم...صاحب اینجا تویی

من را نمیشناسی

من همیشه وبلاگت را می دیدم اما نظر نمی دادم

وقتی دیدم هک شد ناراحت شدم

قبل از اینکه خودم کاری کنم شاهزاده زحمت این را کشید

اما تو این وبلاگ را حذف کردی

برام سخت بود

تو به من بی احترامی کردی

منی که دلخوشیم اینجا بود

تو حذفش کردی

گفتم شاید برگردی اما نیومدی

منم شدم بانو گرگ

من نمی تونم بانوی گلها باشم

بانوی گلها تویی

این اولین و آخرین خواسته بانو گرگ از شماست

لطفا بیا اینجا را راه بنداز

نمی دونم شاید تو دخترک نباشی

اما هر کی هستی دلت واقعا پاکه

دیشب حرف هایی زدی

بیا تو چت اگه بهم  بگی دیشب چی گفتی من اینجا را بهت می دهم

بانو گرگ بیدار میمونه تا بیای

برام اف بزار ببینم خودتی پسورد را بهت می دهم

خواهش می کنم باز بنویس

تنهایی بنویس

بنویس

تنها بنویس

بنویس

و

دیشب ماه کامل بود

 ولی

 من خواب بودم

افسوس ... !



| *| نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 12:11 توسط عاشق |
*~*~بانو گرگ خوب گوش کن می شنوی!!؟~*~*

چه ربطی به شیعه و سنی داره

چرا بحث را به دین می کشید !

اهل سنت رضوانشهر من چی کار به شما دارم!!!

اما ۲۲۲ اگه تو با این وبلاگ آشنا هستی شاید همون دخترک تنها باشی

من به تو کاری ندارم

فقط شاهزاده را می خوام بعد میرم

این بازی بد جوری داره عصابم را خورد می کنه

یا شما کاری می کنید یا خودم کاری کنم

دیگه هم خسته ام بروید می خواهم بخوابم



| *| نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 17:45 توسط عاشق |
*~*~برید می خواهم بخوابم~*~*

اه

۲۲۲ کیه ؟

از لای سیاهی بیا بیرون

دیگه داره حوصله ام سر میره

از جونم چی می خواهی



| *| نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت 10:30 توسط عاشق |